در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

شبت بلند، غمت نیز، غمت بخیر، شبت نیز

شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۳ ب.ظ
وسط فایل واکسیناسیون بودم. همونجا که میگه بدو تولد، ب ث ژ، هپ بی و پولیو خوراکی، دو ماهگی، پولیو خوراکی.. سعی میکردم تو ذهنم بمونن و اینستاگرامم رو وا کردم و اولین استوریو دیدم. نوشته بود "how do you lose a woman? be a good guy. they hate that shit" با دو تا گزینه true و very true! ریپلایش کردم با یه پوزخند و اون نوشت که میدونم و یه خنده گذاشتم. قهقهه گذاشتم در واقع. و اون میدونه؟ نمیدونه که چیکار کرد و نمیدونه که چیکار کردم.
کلیت ماجرا همینه ولی انگار. من همیشه همینم که تمامم رو میذارم برای کسی که بهش میگم عزیزم و اون عزیزم هم دقیقا همونجا که وقتش نیست، یهو دیگه نیست. من همیشه همین احمقِ اعتراض نکنِ تا آخرش پای همه وایسای عصبانی نشو هستم که با یه عالمه حرف باقی میمونم برای خودم.
لپ تاپم رو گذاشتم روی میز و گوشیم رو گذاشتم کنارش و در تراس رو وا کردم و یک ساعت تو هوای سه درجه ایِ سوز دارِ مشهد نشستم و زل زدم به ستاره ای که ابر ذره ذره اومد محوش کرد! و حالا میرم بخوابم
موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۴
تی رکس