در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

و چاییش یخ کرد!

پنجشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۶:۵۱ ب.ظ

یه ابر سنگینی داره هوا و سرده یه نمه. یه نوای خیلی دلگیری هم به گوش میرسه از یه جایی! با بلیز شلوار پشمیی که مامان خریده بود و یه لیوان چای و اینا اومدم تو تراس. همه رفتن از این شهر انگار. خلوت و ساکت و خاموشه. نون هم رفت شهرشون امروز. یعنی دو ساعت پیش زنگ زد گفت یه دقیقه میای پایین؟ گفتم که نه! گفت خواهش کنم چی و هی گفت و گفت و من رفتم. یه شاخه گل صورتی، یدونه قرمز، دو تا سفید و یه نارنجیِ کوچولو داد بهم و یکم حرف زدیم و گفتش که یکی دو روزی داره میره دیارِ پدری و بعد خدافظی کردیم. خیلی دیوونه ست و اوضاع خیلی خنده داره! از اون مدل آشنایی هایی که اگه پس فردا بخوای برای کسی تعریف کنی روت نمیشه!


امتحان اورو نمدونم بگم چجوری بود. خیلی دلدرد و بدحال و رنگ پریده بودم. استرس هم داشتم! دکتر ح و الف و قاف و یه قاف دیگه که اصلا نه استادمون بود نه هیچی تو درمانگاه نشسته بودن و دونه دونه فرا میخوندن ما رو. در واقع خودمون دونه دونه میرفتیم تو. شین اولین نفر رفت و با نیش باز و یه فنجون چایی اومد بیرون و بعد دیگه تمام مدت رو مخ من که نفر یکی مونده به آخر بودم راه رفت. بالاخره من رفتم تو، و خدا خدا میکردم که از سرطان پروستات بپرسن ازم. چارتایی شروع کردن به تعارف تیکه پاره کردن که شما بپرس، بعد اون یکی میگفت نه شما بپرسین :| و نهایتا همون که نمیدونستم اصن کی هست و چرا اونجاست یه کیسِ تورشنِ بیضه مطرح کرد و من هی درست گفتم و اون هی آخر هر جمله گفت مطمئنی؟؟ منم هی مِن مِن کردم و گفتم خب آره و سوال آخر رو هم درست گفتم و اون باز گفت مطمئن؟ گفتم نه زیاد! و اون گفت درست گفتی ولی :| خیلی بی تربیت بود در مجموع

فک کنم سرد بودن هوا به خاطر بارون دیشبه. قبل از اینکه نون بیاد دنبالم دیروز بهش گفته بودم بارون خیلی دوس دارم من! و اون گفته بود که بیا بریم حالا، یه کاریش میکنیم! وکیل آباد بودیم که نم نم شروع شد و خیلی باور نکردنی بود تو هوای این روزا و ماه ها که خیلی وخته خبری از بارون نبود! میگفت ببین، همه اینا نشونه ست! حالا تو هی جدی نگیر منو
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۹
تی رکس

نظرات  (۱)

سلام اینطور هوا هم جالبه من دوسش دارم

مطلب جالب دیگه اینکه سر هر امتحان میگی نمی دانم چیکار کنم ولی خدا را شکر یکی را پس از دیگری با موفقیت طی می کنی

بعد پزشکی هم سخته ها تا الان همش امتحان و درس داشتی چطوریه تعطیلات نداری
پاسخ:
سلام
اوهوم ابر و بارون در عین دلگیری گاهی، واقعا دلچسبه

امتحان جز جدا نشدنی زندگی منه! به جز دو هفته عید تقریبا هیچ تعطیلاتِ طولانی دیگه ای نداریم از سال سوم به بعد و اگر هم باشه قبل از یه آزمون جامعه 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی