در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

اسیر شدیم

شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۴۲ ب.ظ
همه سین شین ها بعد از امتحانِ سه شنبه میرن خونه. من اما هیچ، من نگاه. مامان سرش گرم رسوندن مدرسه تازه تاسیسش به اول مهر و بابا هم بدتر از اون؛ پیشنهاد اومدنم رو زیر میز هم قرار ندادن حتی! واقعا من چارتا رِفیق مشهدی نباید داشته باشم؟ چرا؟ :|

+ از یکِ اردیبهشت نان استاپ بخش بودیم ماها، تعطیلات هم اینجوریه که یا محرمه یا شب قدره، حالا ما هم توقع دنس کلاب نداریم که، سینما رو تعطیل میکنین چرا :/
++ یه تورِ چین بود که خیلی وسوسه انگیز سه چار ماه طمعکارانه داشتم با خونواده راجبش نامحسوس مجادله میکردم؛ دو برابر و نیم شده هزینه ش الان، حالا خداروشکر کشته مرده فرهنگ شرق آسیا نیستم، وگرنه خیلی غصه میخوردم! و با توجه به افزایش ده درصدی شهریه خودم و خواهرِ محترم و بیست درصدیِ رهن و اجاره خونه م و حتی ده درصدیِ اپیلاسیون (!)، هیش صحبتی ندارم دیگه! در نتیجه گفتم برم بندر، سه شنبه صب ساعت هفت پروازه که من امتحان دارم اون ساعت، چارشنبه پنجشنبه هم نداره اصلا. بعد ملت میان میگن تو چرا از مسیر راست منحرف شدی افتادی تو جاده خاکی!
+++ با خودم شرط بسته بودم که راننده امروزیه بهم پیام میده تا شب. و همین الان شرط رو بردم، مشخصا که خب واقعا یعنی چی؟ گستاخ! اما جوون به این رعنایی و خوشکلی و خوش سخنی رو آخه حیف نیست؟
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۴
تی رکس

نظرات  (۴)

۲۴ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۴۷ وب سایت انکوباتور
خیلی هم خوب
پاسخ:
بعله!
پاشم بیام پیشت تنها نباشی ؟ :)) ( خودش را دعوت میکند )
پاسخ:
سوال کردن نداره که :) بیا
اپیلاسیونو کجای دلمون بذاریم آخه؟ =)))
پاسخ:
واقعا :|
بابا انقدر شرایط سخته
تلویزیون همین جوری هیچی نداشت الان هم که بدتر شده
من دیگه واقعا از بی حوصلگی دارم 3*4 می بینم

پاسخ:
آره البته من کلا به طور معمول تلویزیون رو روشن نمیکنم :)) واسه همین شکایتی نداشتم :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی