در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

یه وختایی دلم برای فیتیله ایا تنگ میشه!

جمعه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۴۵ ب.ظ

من همونم که بعد از گذروندن یه جمعه به بدترین و بی استفاده ترین شکل ممکن، نه شب از خونه زده بیرون، لبه یکی از حوض های اطراف میدون جانباز نشسته و زل زده به بازی بچه ها رو اون تاب سرسره هایی که جدید ساختن اونجا! یه آقای میانسالی هم از کنارم رد میشه میگه زندگی همینه دیگه، غصه نخور! اوهوم همونم که اونجا نشستم و منتظرم سین بیاد، بریم بام. احتمالا شیرکاکائو و دونات بخوریم، دو سه نخ سیگار بکشیم، چون استادم گفته از اونجایی که هارمونیکا دم و بازدم رو در کنار هم داره دو سه نخ از حرفه ای شدنم چیزی کم نمیکنه! همین دیگه تهشم برگردم خونه و بخوابم و فردا صب همگام با طلوعِ خورشید، آب رو بذارم جوش بیاد، و تا بیاد (!) یه دوش بگیرم، یه قهوه درست کنم، روپوشم رو اتو کنم، موهامو خشک کنم و..! و واقعا من چرا یهو وسط هفته دلم میخواد جمعه شه؟ برای گذروندن یه همچین روزِ بیخودی؟


+ چجوری میشه فراموش کرد؟
++ سین رسید، در نتیجه به شر و ور های نا امید کننده م پایان داده و راحتتون میذارم!
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۱۶
تی رکس

نظرات  (۵)

۱۶ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۱۱ شهـــ ـــرزاد
من معتقدم اصلا نمیشه فراموش کرد! :|
پاسخ:
مرسی از دلداریت :/
چجوری آب جوش میاری بعد قهوه درست میکنی ؟ 🤔
پاسخ:
نسکافه منظورم بود
آها :)
نوش جان
پاسخ:
ممنان
dont smoke!!
لطفا...
پاسخ:
باشه!
نمی دانم بعضی چیزا می چسبه شاید همین برنامه جمعه هم برای شما لذت بخش ترین چیز دنیاست
الان من میام خانه ارزو می کنم که دوباره صبح بشه و برم سر کار
حالا شما بگو کار چی داره (جز طلب کاری رئیس بنده)
پاسخ:
امیدوارم شرایط برات بهتر و آروم تر شه :) از ته دل

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی