در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

خب دیگه کاریش نمیشه کرد! واقعا نمیشه و ولش کن پس. امروز بعد از ژورنال کلاب اومدم خونه، صبونه خوردم و تا شیشِ عصر خوابیدم. چون که واقعا خسته بودم! میدونی؟ حتی هارمونیکا که عاشقشم هم اینجوری شده که دو روز قبلِ کلاس، انگار که امتحان داشته باشم، بدو بدو تمرین میکنم و خودم رو میرسونم! و این یکم ناراحتم میکنه، سخته و نیاز به وقت و انرژی گذاشتن با علاقه و این حرفا داره.

شیش بیدار شدم عصرونه خوردم! همون صبونه ها رو که جم نکرده بودم منظورمه. و از اون موقع به مدت دو ساعت به خونه پرداختم. خیلی نیاز داشت چون. چمدونم رو از شنبه همونجوری توی اتاق پخش و پلا نگه داشته بودم برای مثال
یکی دو قسمت هاوس دیدم، فکر کنم دفعه سوم باشه دارم میبینم این سریالو، نظرم چیه بکشم بیرون؟ و بعد یهو با خودم گفتم چرا آشپزی نکنم؟ حالا که هم پیاز دارم هم سیب زمینی و هم هر چی که برای یه ماکارونی لازمه و هم خیارشور و ترشی و ذرت و دلستر! و هم افسرده و خسته و بدن درد و گشنه و ویت لاس هستم! و اینجوری بود که در خونه ای بسیار تمیز و مرتب، در حال آشپزی هستم و هیچم به اون شب، به شین، به اورو، به نمره داخلی، امتحان آمارِ هفته آینده و اون مرده که اومد تو حیاط بیمارستان خودش رو آتیش بزنه و غیره و غیره فکر نمیکنم. به پیاز داغ و پودر لیمو امانی فکر میکنم و آرش گوش میکنم! کیه که تو در نوجوونی بعد از شکست عشقی با برو برو آرش تکون نداده باشه واقعا :))
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۱۵
تی رکس

نظرات  (۴)

عالی مثل همیشه
پاسخ:
چه تعریف دلچسبی :دی مرسی
آقاااااا توی ماکارونی دیگه پودر لیمو نریز لدفا . پودر آویشن بریز .‌‌..
پاسخ:
آویشن دوست ندارم اصلا خب!
عهههههههههه 
 من عاشق آویشنم
پاسخ:
نوش جونت :))
واقعا کیف می کنی این استقلالت به هر چیزی می ارزه
واقعا لذت بخشه
سلامت و شاد باشی
پاسخ:
آره گاهی
ممنون تو هم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی