در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

شب چرا می کُشد مرا

چهارشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۳۱ ق.ظ

هر شب همین ساعت ها، یه لیوان شیر میخورم و بعد قرص و با سر میرم زیرِ شیرِ ظرفشویی و یه قُلُپ آب میخورم، کلید رو میذارم روی در و میچرخونم، چراغ هارو خاموش میکنم و میام تو تختم و بیست دقیقه نیم ساعت کتاب میخونم، اکثرا هزار و یک شب، گاهی درک و دریافت موسیقی و یه وختایی یه سری کتاب دیگه. صدای جاروی رفتگر که میاد دستمو دراز میکنم و چراغو خاموش میکنم و میخزم زیرِ رو تختی! هر شب همین ساعت ها فکر میکنم به شبای سردِ دی و بهمن و اسفند و من چجوری گذروندم اون شبا رو؟ دوباره میتونم؟ این بار بدونِ کسی که وخت و بی وخت حواسش باشه!

میدونی؟ هر روز تا عصر بیمارستانم و غروب تا هر ساعتی از شب که بتونم رو بیرون میمونم. هر روز یه عالمه دورم از همه چی؛ اما بازم، هر شب همین ساعتا..
موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۷
تی رکس