در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

یک سطل مایعِ زردِ بدبو

دوشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۲۳ ب.ظ

اورولوژی فقط اون لحظه ای که من تو دستشوییِ بغلِ درمانگاه دل و روده م رو بالا میاوردم و اون قهقهه میزد که بابا خب سه روزه جیش نکرده طفلک، همش یه سطل بود دیگه، بعدش دیدی چه راحت شد؟ و مجددا انقباض ماهیچه های شکمی من و هجوم اسید معده به دهان!!


+ تا حالا نیم ساعت سر پا وایسادین سوند گذاشتن و جیش کردن یه آدمو تماشا کنین؟
++ میگه از جراحی و اون همه هموروئید و فیشر (عامیانه شون همون بواسیر و زخم کنار مقعده!) که خیلی بهتره! راست میگه ولی من نمیدونم چرا اونقدری که تو درمانگاه اورو تمایل به سر به بیابون گذاشتن دارم، هیجا نداشتم
+++ فردا روز چهارمه! کم کم عادی میشه نه؟ :|

نظرات  (۴)

آره بابا! فقط صد سال اولش سخته :دی
خداقوت و امیدوارم به زودی روزای خوب تر زودتر خودشونو نشون بدن! از اون روزا که با خودت میگی خدا رو شکر اینجام :)
پاسخ:
منم امیدوارم :دی
من الان حتی دلم نمی‌خواد کامنت بذارم. :|
پاسخ:
:))))
از فیشر بدم میاد :/
از عملش فرار میکنم 😑
مگه تو درمانگاه وظیفه پزشکه سوند گذاشتن؟
پاسخ:
درمانگاه اورولوژی خیلی چیزا میبینی 😉
حتی بد تر از فیشر و یه عمل دیگه هم اونم بدم میاد ولی هرچی فکر میکنم یادم نمیاد😅
پاسخ:
چیز نفرت انگیز زیاده کلا :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی