در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

روزِ اول

دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۱۷ ق.ظ
به هر حال قرار بود امروز ساعت شیش بیدار شم. هیچ اهمیتی نداشت که کی بخوابم، باید شیش بیدار میشدم
ده دقیقه به شیش بیدار شدم. حوله م رو برداشتم و رفتم دوش گرفتم. شیش و هشت دقیقه اقدام کردم به درست کردن قهوه. دو و ربع خوابیده بودم دیشب چون. موهامو سشوار کشیدم، آهنگ گذاشتم، اولی یه پیانوی آرام بخش، بعد هیپ هاپ ترین ها، لباس پوشیدم، قهوه خوردم و آروم آروم حاضر شدم. لپ تاپ و شارژرش و شارژ گوشی و جزوه روماتو و کتابِ ریه رو هم گذاشتم توی کیف لپ تاپ و ماشین گرفتم. هفت و بیست دقیقه آمفی تئاترِ بیمارستان بودم. جمله به جمله حرفای دکتر ق رو بلعیدم. جواب خیلی از سوال ها رو بلد بودم. اینترنی که برای دی کی اِی داشت اُردر میذاشت، قبل از اصلاح پتاسیم انسولین رو نوشته بود، آروم گفتم پتاسیم سه و دو دهمه؟ نمیتونیم قبل از اصلاحش انسولین بدیم. دکتر ق نشنید و اینترنِ ردیف جلو یه کَمَکی پشت چشم نازک کرد برام! اوردر رو که نوشت دکتر گفت که خبب باریکلا، کُشتین مریضو، هیشکیم اعتراضی نکرد به اوردر، پتاسیم پس چی؟ حرصم دراومد که بلند نگفتم. یه بار دیگه هم برای اوردر ساعت سوم همینجوری شد! یکم امیدوار شدم به امتحان اما
بعد از مورنینگ، کلاس دکتر ت و بعد رفتم کتابخونه تا دوازده و نیم. بعد یه هایپ خریدم و رفتم کلاس دکتر ر. ساعت سه رسیدم خونه و ناهار خوردم و خوابیدم تا شیش. زیاد خوابیدم! هفت کافه کتاب بودم تا ده. یه موکا سفارش دادم با کیکِ هویج. دویست تا اسلاید پزشکی قانونی خوندم و جم کردم و اومدم خونه. پسرِ طبقه سه تو تراس داشت سیگار میکشید، من به خاطر هارمونیکا نمیکشم دیگه! ذرت مکزیکی درست کردم. یه قسمت هاوس دیدم. و صد تا اسلایدِ دیگه. پنجاه تا دیگه بخونم میخوابم، همه کافئین ها پریده و چشام غرق خوابه چون

+ برنامه درس خوندن تا حد مرگه، گریز از خونه تا حد امکان، به مدت بیست و سه روز! به امید رسیدن به یه حالِ روحیِ استیبل، تنظیم ساعاتِ خواب و کاهش ساعت های تفکر در مورد هدف جهان (!)، گند نزدن به معدلِ کل و اینا
موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۲
تی رکس

نظرات  (۵)

اعتراف میکنم شب امتحان پزشک قانونی،آخرین مبحثی که خوندم چوکینگ بود و از ترس عکسهای جزوه و اسلایدا شب رو با چراغ روشن خوابیدم.از 6سالگی تا 23 سالگی این اتفاق تکرار نشده بود حتی شبی که ترسناکترین فیلم ها رو دیده بودم.
امتحان خوبی بود 19.5 اش می ارزید به ترسیدن شب  قبل امتحان:)
پاسخ:
آخرین مبحثت خوب بوده بابا که :))
چه جالب تو از من بزرگتری! من فکر میکردم من بزرگترم
برنامه به شدت فشرده ولی لذت بخشی بود به نظرم. موفق باشی نفس
پاسخ:
گند زدم بهش! چه فایده
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۳ یه مامان دلشکسته
سلام خوب هستید؟  یه سوال میتونم بپرسم! شما راجع به قرص آریپیپرازول چیزی میدونی؟ برای یه بچه ی کمتر از هفت سال تجویز شده که بیش فعالی داره. در واقع برای پسرم تجویز شده😔
پاسخ:
سلام ممنون
من هر توضیحی که راجبش بدم گیج تر میکنه شما رو! در واقع اینجوری نیست که یک قرص فقط برای درمان یک بیماری استفاده بشه و بهتره اگه سوالی در مورد داروهایی که برای پسرتون تجویز شده دارین از پزشکش بپرسین که اونو دیده و میدونه داره چیکار میکنه، نه من که فقط به صورت تنوری راجب داروها میتونم بهتون اطلاعات بدم :)
نه فکر کنم شما بزرگترید ما سیستم استاجری نیست دانشگاهمون،فیزیوپات استیودنتیه
من ماه سوم استیودنتیم:)
پاسخ:
گفتی بیست و سه سالگی آخه! من تازه بیست و دو رو تموم کردم چون :))
شما خانم ها رشد عقلیتان نسبت به سنتان خیلی زیاده
من در وبلاگ دیوانه و شما خیلی مطالب جالبی خواندم

پاسخ:
که اینطور :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی