در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

فردا سراغِ من بیا**

شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۵۸ ب.ظ

* فروهرِ پیر رو که یادتونه؟ امروز باز من داشتم تو همون حیاط کوچولوعه هایپ میخوردم، همونجوری خندون و پیر و خموده و یواش یواش اومد گفت تو که باز داری روزه خواری میکنی! بدم شلاقت بزنن؟ گفتم ای بابا دکتر هر بار آخه؟ گفت میدونی؟ اونا یه ناسا دارن تو سیاره های دیگه دنبالِ آب میگردن. ماعم یه ناجا داریم دنبال آدمایی که آب میخورن میگرده! بعد باز همونجوری نقلی خندید و یواش یواش رفت!


* میدونی من واضح تر از این تا حالا افسردگی رو ندیده بودم تو خودم! شاید تو تیرِ آخر باشی توی اتفاقای سریالیِ این یک سالِ من؛ اما خب من کتونیِ و ساعت زرشکیم رو با هم ست میکنم هنوز، موهامو به جای کج، محکم بالای سرم میبندم، قبل از همه میرسم بیماستان و آمار همه مریضا رو میگیرم و سرِ راند ها نوت ورمیدارم! و تو نمیبینی زیرِ این ماسک رو، یا نمیخوای که ببینی

* یه مریضِ خوش قد و بالای خوش چش و ابرو داریم، سنش بالا نیست، اما خب به عوارضِ دیابت رسیده! زیاد دیدمش که عصا زنون میاد تو همون حیاطه، بغلِ نرده ها وامیسته دو نخ سیگار میکشه و میره. امروز دستم رو زده بودم زیر چونه م و زل زده بودم بهش که پشت به من واستاده بود، موهای بلندِ جوگندمیش و سیبیلش و..! عکسِ اخوانِ ثا.لث رو دیدین روی جلدِ دیوانِ اشعارش؟ همونه دقیقا

* شده هی یکی تو سرت حرف بزنه حرف بزنه حرف بزنه، بگه بگو اینارو بگو بهش، تا دیر نشده بگو، و یکی دیگه بگه نه الان وقتش نیست، نه صب کن، نه یه روز دیگه هم صب کن و تو به خودت بیای و ببینی دو هفته ست داری صبر میکنی و مدت هاست تو سرت دعواست، اما تو کفش و ساعت ست میکنی و میری و میای و ....

** گوش کنین آهنگش رو
[امروز از هم گسسته م
اگه بال و پر شکسته مو
به پرتگاهِ غم رسیده گام های من
چو غرقِ خاطراتمو
غریقِ بی نجاتمو
بی خواب و زابراهمو 
طوفانه حالِ من
تاریکم
فردا سراغِ من بیا]
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۱۹
تی رکس

نظرات  (۴)

۱۹ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۷ خورشید ‌‌‌
هیچ‌وقت آدم نمی‌فهمه گفتنش بهتره یا نگفتنش.
پاسخ:
اوهوم هیچوقت..
عزیزم :( بیا بغلم :((
پاسخ:
باعش :(
هوم. مطلب آخرت خیلی وقته باهاش درگیرم:(
پاسخ:
اوهوم میفهمم
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۲ از یک دیار نام آشنا
چه استاد باحالی دارین!
آخریه رو خوب تجربه کردم اما ه به یقین رسیدی که باید بهش بگی دیر نکن.
و اینکه بخش روانپزشکی کی اتفاق میفته؟ 
یه سئوال: بیمارستان ابن سینا هم میرین؟
پاسخ:
خیلی وقتا به یقین میرسم که باید بگم اما باز نمیتونم و پشیمون میشم و باز..
روان توی درس های استاجر دوئه، یعنی از بهمن به بعد و من زیاد اطلاعات ندارم در موردش راستش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی