در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

افتر لیزیک :/

دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۳:۴۴ ب.ظ

وضعیت این روزام از دو حالت خارج نیست؛ یا نسبتا صاف میبینم و چشام اونقد میسوزه که دلم میخواد کله م رو بکنم بندازم تو سطل بدم بابا ببره بذاره جلو در ساختمون، یا چشام نمیسوزه و همه چی تار و ماره، تار و مار تر از قبل عینکی بودنم حتی!

دانشکدمون چون تقریبا زیرِ انبوه زائرا مدفون شده، هم شنبه و هم امروز تعطیل بود، فردا تعطیل نیست ولی من نمیرم، میرم بیمارستان برای عمل بابا، حس میکنم پنجاه سال از عمرم گذشت بسکه راجب نتیجه پاتولوژی فکر کردم و حرص خوردم و کورمال کورمال توی رابینزِ لعنتی دنبال شکل توده های خوشخیم و بدخیم گشتم.
دیشب بالاخره از اون اتاق تاریکه اومدم تو اتاق خودم! مامان رو تختی و روبالشی بنفش هم خریده، و حالا من یه اتاق دارم با کف و دیوارها و پرده و کمد و تخت و رو تختی و سطل بنفش حتی!! برخلاف اتاق نوجوونی و اینام که خیلی بزرگونه و اینا بود، اینجا مثل اتاق یه دختر دبیرستانیه که وختی از مدرسه میاد کولشو پرت میکنه کنار در و بدو بدو گوشیشو از کشو در میاره و به دوس پسرش اس ام اس میده!!
امشب اولین مهمونییه که من بدون عینک قراره برم :| حقیقتا بد حس و حالم. دلم براش تنگ شده و منتظرم مامان اینا برن و عمه هم بیاد و بره و تو اولین فرصت برم مخفیونه عینکم رو شیشه هاش رو تبدیل به شیشه کنم و دوباره عینک دار شم!
الان باید برم سه تا قطره هامو بریزم و ویتامینامو بخورم و بعد بخوابم و امیدوارم حداقل وختی پا میشم ده دقیقه نه تار باشم نه چشام بسوزه که بتونم یکم ابروعامو مرتب کنم و این شکلی نرم مهمونی!!
میدونی زیاد تنها بودم این روزا، مامان و بابا مراعاتمو میکردن و شبا زود میخوابیدن و مهدی رو هم میگفتن آروم باشه که من استراحت کنم، و من به جز وختایی که باهاشون حرف میزدم و وختایی که بچه ها زنگ میزدن، سپید رفته ساری آخه و مهدیه و پردیس و سما اینا هم، همه رفتن خونشون، و وختایی که نق میزدم به جون "م" و دری وری میگفتم و اون یه وختایی قربون صدقم میرفت و یه وختایی دلداری میداد و یه وختایی حواسمو پرت میکرد و یه وختایی هم دیگه واقعا نمیدونست چی بگه؛ به جز این وختا همش رو دراز کشیده بودم و چشامو بسته بودم و هی فکر میکردم و فکر میکردم و فکر میکردم و بعد که خوابم میبرد، خواب فکرامو میدیدم و بعد بیدار میشدم به خوابم فکر میکردم و یه وختایی نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم

پ.ن: اگه با خوندن اینا فکر کردی که لیزیک چه عمل وحشتناکیه ، فکر نکن لطفا. عمل آسونیه و موقع عمل به جز استرس بیخودی که خودت به خودت خواهی داد هی چیز بدی وجود نداره و بعد هم یه سری مراقبت ها که سخت نیستن، فقط کسل کننده ن و تموم!
پ.ن دوم: میام نظرارو زود جواب میدم، یکی دو روز دیگه :]
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۹
تی رکس

نظرات  (۸)

تی‌رکس لیزیک کرده :))
پاسخ:
^_^
والا ما با این وضع حتی راضی نبودیم پست بذاری جواب دادن به نظرا که بماند :-)
ان‌شالله زودتر عادت کنی به فضا زمان لیزیکی. 

پاسخ:
من خیلی خفنم آخه چون ^_^ ممنون :)
تو مگه نباید خیلی گوشی دستت نگیری :| 
نمِخاد کامنتامونم جواب بدی, تو مواظب خودت بیشتر باش ما فقط همینو می خوایم ^_^
پاسخ:
عشق منی که بسکه مهربونی :*
من تازگیا چشمام خیلی اذیت می شه. با عینک هم، وقتی فعالیتم زیاده و خسته می شم تار و مار می بینم. 
ولی خب نمی دونم چرا.. ترجیح می دم تا آخر عمر عینک بزنم.
پاسخ:
من دیگه فرصتش رو نداشتم بعد از همین تعطیلات و خیلی هم شک داشتم ولی خب به نظرم لازم بود برام :)) تو هنوز به اون مرحله نرسیدی
۰۱ آذر ۹۶ ، ۱۴:۴۷ مصطفی موسوی
حالا چقد ی هزینه داره حدودا؟!
پاسخ:
با دارو و عکس و اینا دو و شیشصد شد فکر میکنم
۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۳:۰۶ پـــــر ی
من همیشه از عمل چشام می ترسیدم و حالام می ترسم. 
حدودا هزینه اش چقدر میشه؟
راهنمایی بنما ما هم به فکرش هستیم 
یعنی بعد از عمل بازم تار می بینیم؟ 
پاسخ:
خب منم ترس داشتم ولی وقتش بود دیگه و دلمو زدم به دریا
چارشنبه رفتم برای معاینه و اینها، و بهم گفت که میتونی عمل کنی و منم دیدم چار روز تعطیلم گفتم میخوام فردا عمل کنم. عمل سختی نیست اصلا ولی عوارضش توی افراد مختلف فرق داره، من خیلی کم دیدم کسی پشیمون شه
بعد عمل یه سری مراقبتا داره که دو روز اول سخت تره و بعد تا دو هفته قطره هارو ادامه میدی و تا دو ماه هنوز یه سری کارا منعشده ست. تا یک سال و نیم روز رو باید بیرون از خونه عینک آفتابی بزنی
بهترین دید رو گفتش که حداکثر تا هفته سوم بعد عمل به دست میاری و اون تاریه اوایل طبیعیه کاملا. احتمالا ضعیف شدن چشم هم خب بستگی به یه چیزایی داره، مثلا شماره چشت ثابت نشده باشه و ..
هزینه ش هم با دارو و عکس ها دو و شیشصد شد
۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۴ پـــــر ی
مرسی بانو از توضیحاتت. قیمتش هم بد نیست با این اوصاف 
فک کنم منم باید به فکرش باشم :)
پاسخ:
البته یه مدل عمل جدیدتر هم هست، فمتو لیزیک که چار تومنه و من زیاد اطلاعاتی راجبش ندارم فقط میدونم دوره نقاهت کمتری داره ولی برای همه قابل استفاده نیست
۰۶ آذر ۹۶ ، ۱۹:۰۴ پـــــر ی
بازم مرسی 
در موردشون سرچ می کنم 
پاسخ:
قربانت :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی