در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

دست زیر چونه، خسته و کسل و بی حوصله

جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۲ ب.ظ
همین الان کنترل_ای رو گرفتم و محکم کوبیدم روی دیلیت! چون حس می کنم دارم چرت و پرت میگم و ترجیح میدم نگم. هوا یه جور خوبی سرده؛ جوراب پشمی بپوشی و بقیه اعضا رو تابستون طور کاور کنی :| پتو ورداری بری با قهوه بشینی تو تراس پست بنویسی! میدونی، اوایل اینا خوشالم میکرد، فکر کنم چون کم پیش میومد که فرصتش پیش بیاد؛ خونه داره کسلم میکنه، خونه نه، احتمالا کارای خونه دارم کسلم میکنه، اینکه این ترم زیاد درس ندارم، کار ندارم و شبا و اکثر بعدازظهرام خالی میمونه، اینکه من رو واقعا آشپزی و خونه داری و تلویزیون اینا خوشحال نمیکنه! روز شماری میکنم برای بهمنی که استاجر شم و بیمارستان بمونم و امتحان های بخش و عملی و تئوریم قاطی شه و اسفند عروسی آبجی بزرگه باشه و.. میدونی، این روزای شبیه تعطیلات هی من رو خسته تر و کرخت تر میکنه. دو سه ساعت از روزای فرد رو میرم باشگاه، دیشب چندتا از بچه ها اینجا بودن و امروز ناهار رفتیم بیرون ولی من فکر میکنم به خستگی درس و کلاس و ترجمه نیاز دارم، نه خستگی باشگاه و ظرف شستن و غذا پختن؛ و فکر میکنم که کتاب خوندن رو قبل خواب دوست دارم، یه جوری که وسطش خوابم ببره و خواب کتابه رو ببینم یا اصن خواب نبینم و نه این خوابای دری وری که این روزا میبینم، و پازل درست کردن و سریال دیدن و آشپزی و اینها رو فقط وقتی دوست دارم که یه عالمه دویده باشم که کارهام تموم شه که بهشون برسم، نه وختی که وخت اضافه اون قدر زیاد داشته باشم که هر وخت بخوام بتونم برم سر وختشون؛ مثل همین روزا که وختش هست و من نمیخوام
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۸
تی رکس

نظرات  (۵)

آدم یه وقتایی چیزای که هستن رو نمیخواد. ..
منم دلم یه چیزای دیگه میخواد
پاسخ:
اوهوم میفهمم :)
۲۹ مهر ۹۶ ، ۰۴:۰۱ آقاگل ‌‌
به این خاطر که فهمیدم زیاد سخت میگذره براتون اینبار رو از هر گونه شوخی پاتویی فارمایی و ... کوتاه میام. :-) تنها کاری که میتونم انجام بدم الان :d
پاسخ:
بارالها.. شکر [اشکهای شوق یکی پس از دیگری بر کیبورد فرو چکانیده میشوند]
دقیقا درک می کنم چی میگی! همه میگن چرا انقدر دوست داری زودتر بری طرح، استراحت کن از آزادیت لذت ببر، ولی نمیدونن وقتی از یه حدی که بهش عادت داری بیشتر بشه استراحتت، کسلت میکنه!
پاسخ:
اوهوم حق داری کاملا، خسته میکنه استراحت آدمو!
۲۹ مهر ۹۶ ، ۲۳:۳۰ پـــــر ی
منم دلم خستگی از درس و کتاب میخواد. همون شبایی که تا صبح مطالعه می کردم و بعد پا می شدم می رفتم سرکلاس :(((
پاسخ:
درسایی که آدمو از زمان دور میکنن
بحث اینه که تو تنت می خاره :|
پاسخ:
مقاوم به درمانم هستم قشنگ :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی