در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

چرا بالش ها نمیتوانند.....؟

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۹ ب.ظ

در راستای ترکوندنِ خویشتن بعد از تموم شدن امتحان فارما، یه شب رو رفتنیم پارک ملت و دل و روده مون رو سفره کردیم، جیغ هامون رو زدیم و سعی کردیم خودمون رو تخلیه کنیم، و ادامه همون شب رفتیم طرقبه و بقیه آش خوردن و وی کشک بادمجون و تا پاسی از شب کله هامون رو از شیشه های ماشین بیرون بردیم و جیغ هایی با فرکانس ها و مدت های متفاوت کشیدیم؛ فرداش رو یه تلاش ناموفقی داشتیم برای دانشگاه رفتن که به طاقت آوردنِ یک ساعت سر کلاس گوارش منجر شد و بعد خودمون رو بردیم سرزمین آبهای خروشان، جیغ ها زدیم و سرسره های خرکی سوار شدیم و خودمون رو روی تیوب ها رها کردیم، شیش ساعت حدودا :| ولی تسلیم نشدیم و فرداشبش تولدی گرفتیم بسیار سوپرایز طور برای سپید! بدو بدو بعد از کلاس زبانش سمت خونه من میدوید و فکر میکرد منِ طفلکِ تنها یه گوشه کز کردم و دو تا مردِ گنده ی ترسناک دارن شوفاژ ها رو هواگیری میکنن، ما (هشت نفر منهای یه نفر که با دوست پسرش رفته بود سینما :| به اضافه دو نفر که من اصلا دعوتشون نکرده بودم و خودشون تصمیم گرفته بودن بیان) با برف شادی و شمع و کیک و فشفشه جیغ زنون روی کله ش پریدیم و جیغ ها زدیم و قر ها دادیم! بله وی آپارتمان نشینه اما از همسایه کناری (همون کفش قرمزه) اجازه گرفته بود و بعد از اینکه فهمید طبقه پایینش خالیه، جیغ ها و بشکن ها و حالا قرش بده ها و.. فردای آن روز به تعمیر شوفاژها و خریدها و اینها گذشته بود و جیغ ها و پایکوبی های درونی برای حس ختام تعطیلات :دی

وی بالاخره بعد از گذشت شونزده روز از آغاز کلاس ها، امروز به صورت جدی کلاس اول رو بیدار نشد :| و کلاس دوم رو چرت زد و قبل از کلاس سوم اسپرسویی بر بدن زد و پشت ستون نشست تا مباد استاد با دیدنش بگوید اوغور بخیر :| وی از دانشکده که آمد پیتزا و نوشابه و چیپس خورد و تا لحظاتی قبل به دلیل فشار زیادِ روز اول دانشگاه خوابید!
هم اکنون صدایش را از کاناپه دارید، قره قروت میخورد و فکر میکند که چرا بالش ها خودشان نمیتوانند بیایند بروند توی روبالش هایی که شسته شده و حتی زیپشان هم باز است!!
موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۷
تی رکس

نظرات  (۶)

واقعا بعد از امتحان فارما چنین شادی کردنی نیازه، گوارای وجودت :-))
پاسخ:
[آیکونِ اشکِ شوق سیل وار]
۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۱:۲۴ میرزاده خاتون
آخش . پس بالاخره خلاص شدی از امتحانا :)
پاسخ:
آخ اگه بدونی چجوری گذشت :((((((
۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۱:۴۵ آقاگل ‌‌
حال که امتحانات تمام شده پس ما با چی کامنت کنیم؟ با چی صاحب وبلاگ مورد نظر را مورد عنایت آزار و اذیت هامون قرار بدیم ای وی؟ خوب است اشاره کنیم شب ها پشت پرده ها و یا پشت اپن آشپزخانه صداهای روح مانند میاد؟ کفایت می کند؟ چه کنیم ای وی؟ ما را راه بنمای. 
پاسخ:
ما نباید شما را راه بنماییم، خداوند راه راست را به شما بنمایاند ان شااااءالله :دی
منم قره قروت میخواااااااااام 
چقدر دلم زندگی دانشجوی خواست :/
پاسخ:
تشریف بیارین ما و زندگی دانشجویی و قره قروت در خدمتون باشیم :دی
۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۲:۳۸ هولدن کالفیلد
اون قره قوروت ها از یه مقداری به بعدش آورنده ی بسیار بیماری های گوارشی خواهد بود! حالا بماند دل درد احتمالی ناشی از سردی :|
پاسخ:
دل پری داری از قره قروتا :|
نوش جون تک تک سلول هات, ذره ذره وجودت , اون تک سلولیت که استاتیک امتحان میداده , این وی که فارما داده :دی 
نوش جونت خلاصه :)))
پاسخ:
اوخ چه چسبید این نوش گفتن هات :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی