در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

خوابم یا بیدارم؟

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۵ ق.ظ

اینقد دلم میخواد یه ساعت وخت پیدا کنم، لم بدم رو مبل بغل شومینه، نیدو بخورم و کتاب بخونم و اون ته مهام یه صدایی بیاد که "شد خزاااان گلشنِ آشنااایی.."! ولی وقتی درو وا کنم، چون معمولا پنج شیش ساعت بیرون بودم، اول خودم رو پرت میکنم تو دستشویی، بعدم عین جنازه پخش میشم یه وری، و در حال جواب دادن به پی ام های، "کجایی بی معرفت؟"، "قرار بود بعد فارما خبر بدی بریم بیرون"، "تولدمو یادت رفت امسال هم"، "بیمارستان نمیای؟"، "با دکتر ط حرف زدی؟"، " به مادرجون زنگ زدی؟"، "کجایی احمق بیشور؟" و غیره و غیره از هوش میرم!


+ کامنتارو جواب میدم زودِ زود
++ چقد دلم وبلاگ خوندن میخواد
+++ امتحانام تموم شد، یه پست امتحانی باید بذارم ولی!
++++ این هفته رو بِجَهَم اگه، ایمان میارم به خودم و توانایی هام :|
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۱
تی رکس

نظرات  (۴)

۱۱ مهر ۹۶ ، ۱۲:۲۵ آقاگل ‌‌
خواب دیدم نیستی تعبیر آمد پاتو داری
هرچه من دیوانه بودم ابن سیرین بیشتر!

پاسخ:
پاتو تموم شد آقاگل، تمووووومِ تموم
چگونه جهیدی این هفته رو؟ :) 
چوگونه ای کلا ای وی :دی
پاسخ:
یکم خوردم زمین ولی داره خوب میشه زانوم :دی
فدات شم تو چوطوری؟
خوش به حالت! توی پنج شیش ساعت، این حجم از دلتنگی و دوستی سمتت روونه می‌شه؟! :|
پاسخ:
نه وختایی که یه مدتی به خاطر امتحانا با کسی حرف نمیزنم اینجوری میشه :|
۱۷ مهر ۹۶ ، ۱۶:۰۷ هولدن کالفیلد
کامنت دکتر سین خود مصداق پیرفرزانه و در خشت خام دیدن و امثالهم بود!
پاسخ:
:)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی