در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

مامان میگه یه شبایی کتابمو میذاشتم رو شیکمِ قلنبه ام، درس میخوندم، دلم میخواست رو شیکم بخوابم و بخونم، ولی تو توی شیکمم بودی، له میشدی! هی و هی بی قرار وامیستادم و میشستم و درس میخوندم، سعی میکردم آروم باشم استرسم نرسه بهت ولی تو هم حس میکردی یه شبایی و بی قراری میکردی! میرفتم امتحان میدادم و تو بزرگ و بزرگ تر میشدی، میان ترم و پایان ترم و.. من سخت تر و سخت تر میشدن درسام. من سی و یک خرداد دنیا اومدم؛ همون روزای امتحان :) میگه بعدنا یه شبایی با دستایِ تپلِ کوچولوت ورقه های کتاب و جزوه های من رو مچاله میکردی، چار دست و پا میرفتی و موقع نشستن دور میزدی (!) و دقیقا میشستی وسط کتاب، دستای تفیت رو میکشیدی روی جزوه هام و من تو اون روزا هم همونجوری که بهت شیر میدادم و برات شعر میخوندم و روی پاهام یا گهواره میخوابوندمت، درس میخوندم و میخوندم و میخوندم! امشب بهم گفت میدونم سخته، میدونم دوری، میدونم نشد بریم سفر استراحت کنی، میدونم با استرس چار زانو نشستی کتابو وا کردی جلوت و زل زدی بهش و لب پایینتو میجویی و موهاتو دور انگشتت میپیچونی، ولی یادت باشه تو از یه روزگیت داری امتحانای سخت سخت میدی، ایستاتیک پاس کردی تو بچه فارما که چیزی نی  :|


+ برای فارمایش دعا کنیم :(

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۶
تی رکس

نظرات  (۱۲)

۰۶ مهر ۹۶ ، ۰۰:۱۱ آقاگل ‌‌
چه روزایی که پاتو گذاشتی رو کتاب و جزوه های ایستاتیک. چه روزایی که با پا کتاب و جزوه ها رو شوت کردی. فارما که هیچی نیست!
فارما مخفف چیه؟ فضای ارگونمیک ریشه منفی اول؟

پاسخ:
:)))
فارماکولوژی :| دارو شناسی در واقع
دلم می‌خواد به حالت گریه کنم بچه :|
پاسخ:
بچه هم دلش میخواست به حال خودش گریه کنه اون روزا :دی
شاید پاییز واسه بقیه بهاریست که عاشق شده است ولی واسه ما خردادیست که فارماکولوژی میخواند!
اسم پست اخیرم بود:)))

پاسخ:
:))))
انصافا سخته با وجود بچه درس خوندن، دست مریزاد به مادرت :-)
تو هم برو بزن تو گوش فارما! مطمئنا میتونی، فقط مال کدوم ترمه؟ ترم قبلتون؟!!
پاسخ:
آره واقعا
اوهوم واسه ترم شیشه که به دلیل ذیق وخت کشیده تا ترم هفت امتحانش :|
۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۰:۳۰ پـــــر ی
اصن داغونم کردی دختر :(
گریه حضااااار 
پاسخ:
:دی
کامنت آقا گل فقط!
فضای ارگونومیک ریشه‌ی منفی اول :))) وای :))))))
پاسخ:
:))))
۰۶ مهر ۹۶ ، ۲۱:۲۲ اسمارتیز :)
آخخخخخی :) چه صبری داشتن مادرتون:) من اگه تو همچین موقعیتی قرار بگیرم یا بچه رو میفرستم به اون دیار، یا خودمو://

* من هرچی فکر میکنم میبینم پزشکی چیزی جز دردسر و بدبختی نداره:/ چرا اینقدر محبوبه؟ جالبه منم بدم نمیاد پزشکی بخونم با اینکه میدونم این همه سخته:/ 
پاسخ:
ایشالا قرار نگیری پس :))
همه بعد از اینکه واردش شدن، همچنان فکرشون این نیست که دوسش دارن، خیلی فرق داره تصورمون از پزشکی با چیزی که واقعا هست؛ من هنوز دوسش دارم ولی نه به خاطر حرف های شعاریِ خستگیش لذته و عشق به خدمت و اینها :)
۰۷ مهر ۹۶ ، ۰۳:۰۴ هولدن کالفیلد
:|
و از کادر خارج می‌شود
پاسخ:
:| :))
۰۷ مهر ۹۶ ، ۱۵:۳۴ اسپریچو ツ
همیشه به من هشدار میدن موهاتو اینجوری نکن جلوی سرت کچل میشه:|
پاسخ:
آره ولی خب نمیشه :| البته من جدیدا با ته موهام دارم بازی میکنم
۰۷ مهر ۹۶ ، ۱۶:۳۶ بانوچـ ـه
برو درستو بخون... حداقل کسی نیست وسط درس بخوای پاشی بهش شیر بدی یا بیاد کاغذ کتابتو مچاله کنه... حرفای مادرت تو ذهنت بمونه
پاسخ:
آره خدایی اصن فکرشم پشت آدمو میلرزونه :|
آخی :) از اون پست ها بود که خیلی به دل میشینه ... چه مامان بااراده ای داشتی

پاسخ:
نوش دلتون :))
۱۰ مهر ۹۶ ، ۱۵:۳۸ جـاودان ـم
بـرای فارمایش دعا می‌کنیم. :))
پاسخ:
دستتون ممنون ^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی