در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

نمی کند مرا رها

پنجشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ق.ظ

دوازده. اون امتحانی که به استاد گفتیم ما امتحان نخواهیم داد و اسممون رو تو "لیستِ بیستی ها" نوشته بودیم، بالاخره نمره ش اومد! البته نمدونم چرا این همه تصحیح کردن برگه ها طول کشید :/ دمش گرم ولی، همونجوری که انتظار داشتم بیست شده بودم :))


سیزده. با مامان و آبجی زده بودیم بیرون امروز؛ سر چارراه یه پارس خاکستری وایساده بود بغلمون، سه تا پسر جوون توش بودن؛ راننده از کله تا کمر از پنجره اومد بیرون با نیش باز که "خانوم عذر میخوام یه سوال فنی داشتم" شیشه رو دادم بالا من، مامان به من گفت یکم آداب معاشرت داشته باش :| سر چارراه بعدی اون سمتِ ما وایساد و به مامان گفت "خانوم شرمنده، اون خانوم اونوری :| خیلی بی ادبن، یه سوال فنی داشتم" مامان با لبخندِ مِلو "بفرمایید" :| پسره گفت "تو که عشوه گری از همه فلان منو بهمان چرا بیسار؟" و اینجا بود که مامان گفت برات متاسفم که شعور و لیاقتِ برخورد خوب رو نداری و بعد از اون یه فرار فوق حرفه ای داشتیم، سه چار تا تیک آف و دورِ خفن و اینا تو کوچه پس کوچه های اطراف خونه که خب موفقیت آمیز نبود :| و وختی موفقیت آمیز شد که من از کله تا کمر از شیشه خروج کرده و سعی در نشون دادنِ "من دارم از پلاک ماشینت عکس میگیرم" داشتم :| خلاصه که ما وضعمون اینجوریه که وختی با مامان میریم بیرون امنینتمون خیلی کاهش می یابه :|

چارده. باورتون بشه یا نه من دو هفته دیگه امتحان فارما دارم [چشمانِ اشک بارش را به دیوار روبه رو میدوزد]

پونزده. دلم میخواد برگردم مشهد، به اون خونه ی آروم و دوست داشتنی و تنهایی و پازل و رادیو آوا و گلدونای خوشکلم! و همزمان دلم میخواد برم بندر و هوای شرجی و ساحل و دریا و بوی قلیون و خیابون ساحلی و مستر پاستا و پُل رسالت! و جالب اینجاست که دلم میخواد بمونم اینجا و اتاقِ نوجوونیم و مامان و بابا و دوستای دبیرستان و خیابونِ سردار و..! میدونی، یه جای دیگه هم هست :) میدونی، نمیتونم همه ام رو هر جا میرم با خودم وردارم ببرم، همش یه چی ازم یه جا، جا مونده؛ میدونی، نمیشه به چار تیکه شدن عادت کرد
موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۲۳
تی رکس

یک دو سه...

نظرات  (۶)

::)
پاسخ:
:)
پاتو یا پاشو یا پای اولین عابری که از محل رد میشد رو فرو میکردی تو حلقوم طرف تا اگه لااقل آدم هم نمیشه دلت خنک بشه. :|

.
بیست شدین شیرینی نمیدین؟ :))
پاسخ:
روزی که دست از سر پاتو ورداری عید منه :|
نع :دی
من دلم می خواد با کلت آقاگل بزنم این قالب رضا رو مخشو بپاچونم به یه جایی :| 

پاسخ:
آروم باش عزیزم خودم دعواشون میکنم :)))
۲۳ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۱۲ نیمه سیب سقراطی
آدم خودش یه جاست، دلش هزار جای دیگه :)
پاسخ:
اوهوم :)
برخورد خوب آدم خوب هم می طلبه خب
پاسخ:
دقیقا :|
چه مامان باحالی داری 😁😉
پاسخ:
:دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی