در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

همه چیز کپک زد، از بس که نان ندارد :|

شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۱ ب.ظ

خامه و پنیر و تخم مرغ در یخچال مانده، خراب و تلخ و کپکی و شل و ول میشوند؛ چرا که وی چونان تومورِ بدخیمی زوائد انگشتی مانند خویش را (حاشیه اینفیلتریتو دارد چون) در دل در و دیوار و فرش خانه فرو کرده (!) و جزوه هایش را قورت می دهد و نمی کَند که برود یک دانه سنگک که سهل است، لواشِ بی مزه ی کِش آور بخرد حتی! و تُف و اُف بر تو باد امتحانِ کِش آمده تا شهریور


+ مامان میگه رفته بودیم خونه عموی بابات اینا؛ برگشتن با خنده و شوخی گفتن دیگه خدایی یا همه درساشو میوفته یا سرش یه جایی گرمه :|||
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۲۸
تی رکس

نظرات  (۶)

دوباره ارجاعت میدم به کامنت پست قبل. دو دقیقه پاتو از خونه بذار بیرون برو تا سر میدون هم چندتا مسافر بیار تنها نباشی هم برو نونوایی خب. :)
.
میگم شبا توی خونه تنهایین از در و پنجره صدا نمیاد؟ تو کمد؟ توی بالکن؟ صدای خش خش. انگار مثلا پاتو میکوبی به زمین. یه همچین صداهایی؟
پاسخ:
آقاگل پاتو رففففت، تموووم شد :)))
حالا واقعاً افتادی یا سرت جایی گرمه؟؟ -_-
پاسخ:
واقعا کاش حداقل آش خورده بودم :دی
شاتگانمو بهت قرض میدم یه توک پا برو کرمان برگرد :||
پاسخ:
قاشق بده چش دربیارم :دی
@اسپریچو
حقوق مادی و معنوی قانون کلت رو رعایت کن!
پاسخ:
ببین چی میگه :دی
منم همینم ها با این تفاوت که من درس و امتحان ندارم :|
پاسخ:
بیا بغلم گریه کنیم :((((
یه پیک بگیر واست نون بخره بیاره :) 
میمیری ها :(
پاسخ:
دقیقا میمیرما :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی