در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

ندانی که ای مه..

شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۷ ب.ظ

اگه امتحان نداشتم، خودم رو میذاشتم تو کمدِ همون اتاق بی پنجره هه! درش رو میبستم، میومدم بیرون و در اتاق رو هم میبستم، از خونه هم میومدم بیرون و درو میبستم و بعد از ساختمون؛ بعد هی میرفتم و میرفتم؛ شاید تو مغازه آقای جعفری میشستم، احتمالا تا آخر دنیا همونجا میشستم و به صدای کشیده شدن قلمش روی کاغذ ها گوش میکردم، و صدای خسرو شکیبایی یا شهریار که همیشه پیچیده اونجا


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۲۱
تی رکس

نظرات  (۲)

خوشا اینان که خوش خط اند.
هم اتاقی دوران دانشگاهم خطاط بود. روزهایی که می نشست به خط نوشتن دلم می خواست سر تختش بشینم و نگاش کنم.

پاسخ:
صدای قلم ^_^
چه خوشگله
یه زمانی عاشق خطاطی بودم 
همه استعدادهام داغان شد 
پاسخ:
ای جان :)
من دبستانی که بودم میرفتم، خوب بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی