در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

هر دو جان سوزند، اما این کجا و آن کجا؟

يكشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۴۲ ق.ظ

چارتا استاد قلب داریم؛ این آخریه یه بار لیست میده بنویسیم، بعد تعداد افراد توی لیست رو میشمره؛ بعد مارو میشماره :| بعد میبینه عددا با هم نمیخونن میده به نماینده بخونه اسمارو، بعد به نماینده میگه تند میخونی و میگیره خودش از اول میخونه :| تازه دو تا ورودی هستیم سر کلاس قلب که ما پنجا نفریم، اونا هفتاد نفر؛ یعنی صد و بیس نفر به عبارتی، یعنی هر حضور و غیابش نیم ساعت طول میکشه غملا؛ بعد یکیم هست مثل دکتر وجدان، کلاسش تو آمفی تئاتر بیمارستانِ اون سر شهره، هفت و نیم صب شروع میشه، حضور غیابم نمیکنه، یه ساعتم درس میده فقط، اون وخت کلاسش اونقد پره که دو تا صندلیِ استاد رو هم خودمون میشینیم

مثه این نباشیم خلاصه، مثه اون باشیم!! البته من دلم میخواد از این ماجرا نتیجه بگیرم که به بچه ای که نیست یاد بدم اجازه و فرصت بده به بقیه که انتخاب کنن دوسش داشته باشن یا نه! شما هم می تونین هر نتیجه ای خواستین بگیرین واسه خودتون :/
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۰۷
تی رکس

نظرات  (۵)

اصن درک نمیکنم اینک میگن فلان استاد اونقد خوبه ک کلاسش پر میشه. اصن یعنی ها
پاسخ:
امیدوارم تجربش کنی :دی
:))
صحیح.
پاسخ:
:دی
چرا نمیرن از اون یکی ورژن استاد که بدون حضور غیاب کلاسش پره پند بگیرن؟ :|
پاسخ:
نمدونم واقعا :||||
ما تجربه ی امضا کردن کنار اسممون، حضور و غیاب اول و آخر کلاس رو داشتیم. هیچی هم از حرف هاش نمی فهمیدیم، از بس نچسب بود طرف :-/
پاسخ:
میگه استاد هر چی چیز تر :| اداهاش چیزتر :|
یاد استاد ماشین مون افتادم و کلاس که تا خرخره پر میشد :) استاد گلی بود اونم *_*
پاسخ:
دمش گرم ^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی