در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

ما احمق بودیم که ز یاران چشم یاری داشتیم

شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۰۵ ق.ظ

من داشتم با خودم کنار میومدم؛ عادت کرده بودم دیگه، تقریبا مثه جریان قهوه، نخورم نمیمیرم که؛ اونم نبود منم نمردم که؛ بعد تازه بهم گفته بود تو عادت کردی و فقط میخوای یکی باشه و اینا؛ میدونی اونقد که حرفاش واسه من گرون تموم شد، نبودنش نشد؛ میفهمی چی میگم؟ یه آدمایی با رفتنشون باعث میشن هی دلت تنگ شه هی غصه بخوری هی بگی کاش بود هی امید داشته باشی که برگرده و فلان؛ ولی یه آدمایی بیشتر از اونکه حس دلتنگی برات جا بذارن، حس شکستن میذارن؛ اینجوری که با خودت میگی عه من اینجوری بودم؟ من که خودم گفته بودم نگفته بودم؟ بعد هی فک میکنی مبینی آره گفته بودم من لیوانم مثلا، چون دوستت بود گفته بودی بهش من لیوانم، بعد اون لحظه آخر یه جوری بهت میگه تو یه لیوانی در حالی که جبهه گرفته و انگار داره فحش میده؛ اون جدا شدنه یه جدا شدن طبیعی نیس، یکی همش این وسط هی از خودش می پرسه و هی نمیفهمه

ولی اون بُهت رو من بیشتر دوس داشتم؛ این خیلی گرون بود برام؛ چون من دو هفته جیلیز و ویلیز کردم و خاموش نشدم، و بعد بهش حق دادم و بعد سعی کردم یادم بره و بعد فهمیدم که عه من توی جعبه بودم، یه دونه رتِ کوچولو مثلا، چراغو خاموش میکنه، درجه حرارتو عوض میکنه، نیتروژنو زیاد میکنه و اینا، بعد منتظر میمونه ببینه رتِ کوچولو میپره بالا و دکمه رو پیدا میکنه تا محیط رو به حالت اول برگردونه یا نه؟ بیرون نشسته و متغیرها رو تغییر میده و غصه میخوره برای اذیت شدن رتِ کوچولو؟ نه واقعا، اون فقط منتظره ببینه رت کوچولو چیکا میکنه، نجات میده خودشو یا نه؟ بعدم مثلا یه آقایی زنگ خونش رو میزنه و میگه پیتزاش رو آورده و اون میره و شیش ساعت بعد که میاد رت کوچولو مُرده؛ مهم نیس براش خب، چون رت زیاده و میتونه یه دونه دیگه ورداره بندازه اون تو! فقط مواظب باشه این دفعه اکسیژن رو زیاد کم نکنه
ولی میدونی، ما آدمیم، طرحِ آزمایش ناجوانمردانه ست، حتی تو قانون های تحقیق هم نوشته شده که کسی که داره مورد آزمایش قرار میگیره باید بدونه موضوعو، هدف آزمایش و موضوع تحقیق و عوارض و اینارو!! میدونی میشه به جای همه اینا حرف زد، و میشه زل نزد به بالا و پایین پریدنِ یه رت کوچولو؛ چون اون نمیدونه چه بلایی داره سرش میاد و نمیدونه باید چیکا کنه و طرح آزمایشِ لعنتیِ تو میتونه به قیمت از دس دادن ارگانای حیاتیش تموم شه!!!
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۳۰
تی رکس

نظرات  (۲)

اوه! چقدر پیچیده...
آره هممون اینجاییم برای آزمایش یه عده روی ما... اینکه ببیننن تا کی تحمل میکنیم؟ تا کی عزت نفسمون رو زیر سوال می بریم؟ و یه جایی هست که دیگه طاقتت طاق میشه از حرفای آزاردهندش و تصمیم میگیری دل شکستت رو برداری و بری... بری یه گوشه و دوباره خودت رو بسازی! بذار اون بمونه و حوضش...
پاسخ:
ببین خیلی دل آدم میگیره وختی تو اون آدم رو صادقانه دوسش داری!
ببخشید نفهمیدم خیلی پیچیده بود:|
پاسخ:
آره میدونم ببخشید :/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی