در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

هنذفری یا چی

چهارشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۱۷ ق.ظ

یه روز هنذفری نداشتم، یه بعدازظهر یعنی، پودر شدم قشنگ! تو بی آر تی یه خانومی کنارم وایساده بود داشت تلفنی با شوهرش حرف میزد، از این بیست و سه چار ساله هایی که رینگشون براقه و لباساشون کِرِم رنگه و داد میزنن که تازه ازدواج کردن؛ میگفت شاید بخوام برم سر کار-مکث- اصلا بیا خودت ببین اگه بد بود نذار برم-مکث- آره مرد هم هست، خب چه اشکالی داره-مکث- بعد بحث عوض شد؛ بخدا شارژ ندارم، تو چجور شوهری هستی که هی میگی شارژ میگیرم ولی نمیگیری، با ملایمت میگفتا، خیلی عشوه ای، خیلی زالو، خیلی حال بهم زن؛ خیلی احمقانه خیلی خیلی خیلی خیلی تاسف برانگیز؛ بعد اینور تر یه خانومی به دختر پنج شیش سالش میگفت سوره فلان رو برای خاله بخون و اون داشت به سختی یه سری کلمه رو پشت هم میچید و هر از گاهی میگفت مامان گرمه چادرمو دربیار و مامانش میگفت نه و من نمیفهمم واقعا، چرا اینجوری بچه هارو تو پارچه مشکی می پیچونن، بچه ای که موهاش و پوستش و روحش به آفتاب نیاز داره؛ به جای دنبال استعدادهاش گشتن میپیچونن اینارو بین این همه لباس، روسریشون رو میکشن تو چششون، جلوی دویدن و شیطنتشون رو میگیرن و تهش میشه آقای شوهر اجازه بده من برم سرِ کار؟ لنگ دو تومن پول شارژ موندن؟ یه آدم بیست و چند ساله و این همه آویزون و حقیر و بی عزت نفس؛

موافقین ۷ مخالفین ۴ ۹۶/۰۲/۰۶
تی رکس

نظرات  (۱۰)

موافق بودم با متن
ولی تهش رو اشتباهی وصل و تلفیق کردی به نظرم!

پاسخ:
ببین من نگفتم قطعا اگه از اون فرد بیست و چند ساله برگردیم عقب میرسیم به اون دختر بچه ی خاص؛ مثال زدم، یعنی اینکه یکی از گزینه های گذشته اون فرد بیست و چند ساله می تونه اون بچه باشه؛ بچه های چار پنج ساله نبلید اینقدر محدود باشن، من فقط پوشششون رو گفتم اینجا، هیچ مکتبی این همه اجبار رو نمیپذیره، این حجم از رنگ تیره؛ من مثالم این بود چون دارم تو شهری مثل مشهد زندگی میکنم و نه فقط توی حرم، توی خیابون هم پره از دختربچه هایی که نمیتونن بدون، نمی تونن جیغ بزنن و نمیتونن با پسر بچه ها بازی کنن، توی بیمارستان و بخش زنان پره از خانومایی که زیرِ سن مجاز دارن بچه دار میشن، خانومایی که کار نمیکنن، اجازه ندارن کار کنن و بدتر از اون این شرایط رو پذیرفتن و براشون عجیب نیست!
نمیخوام این برداشت بشه که من در برابر پوشش و عقیده خاصی جبهه گرفتم؛ اینجوری نیست واقعا، هر نوع اجباری تو سن کودکی غلطه، و تبعات بدی داره؛ یه سری چیزا واقعا باید تو زمان خاصی شکل بگیره و اگه نگیره دیگه قابل جبران نیست
در مورد حفظ کردن قرآن هم باید بگم، نه فقط قرآن، منظومه های شعر و غیره حتی؛ این حفظیات جلوی خلاقیت رو میگیره، ذهن آزاد و بکر بچه رو داغون میکنه، تا نه سالگی تو خیلی از کشور ها حتی جدول ضربی برای حفظ کردن وجود نداره، چون باید درست فکر کردن و استفاده از حواس رو یاد بدن به بچه های اون سن
و در آخر هم اینکه اسلام هم دختر ها رو از نه سالگی مکلف میدونه، فکر نمیکنی دلیل خاصی داره؟ اینکه استخون بندی بچه تا چه سنی جا داره برای محکم شدن و لزومِ نور خورشید براش فقط یکی از دلایلشه احتمالا؛
باز هم میگم من قصد جبهه گرفتن در برابر اعتقادِ خاصی رو ندارم، همه بزرگ تر هایی که بچه هاشون رو به یه سری چیزها که به سلامتی روح و جسمشون آسیب میزنه، مجبور میکنن، از نظر من محکومن؛ و این یه مثال کوچیک بود، چون من مشهد زندگی میکنم!
آخ آخ! حرفی از لایه های مغز من! 
پاسخ:
:دی
همین دیگه هندزفری نمیزنی همچینی میشه :)
پاسخ:
واقعا سخت بود!
دقیقا این روابط رو بین دوتا موضوع بی ربط چطور پیدا کردی????  :-0 ، نتیجیگیری فوق العاده عجیبی بود !!!!
پاسخ:
تو جواب کامنت اول مفصل توضیح دادم؛ سعی کن بدون جبهه گرفتن بخونی :)
منم که گفتم با محتوای متن موافقم. یعنی خودمم با جوابت به کامنتم موافقم. فقط گفتم به نظرم اون اتصالِ تهِ متن درست نبود. وگرنه خب هیچ دین و مذهبی با سخت گیری های دینی اونم تو اون سن موافق نیست و همه میدونیم فقط بچه ها رو زده میکنه.

پاسخ:
خب منم توضیح دادم که دلیل اتصال رو بدونی :)
منم رینگم براقه :|
به شخصه آدم بیرون‌کار کردن نیستم ولی اینقدر هم بدم میاد که مثلا بهم بگن " نه ، حق نداری بیرون  کار کنی " زن گرفته ، برده نگرفته که بخواد این همه قانون و " نباید " برام درست کنه ...
اصلا نمیفهمم چرا چادر سر بچه میکنن و حتی نمیفهمم چرا بچه مدرسه ای وقتی به سن تکلیف نرسیده باید مقنعه سر کنه بره مدرسه . یه تل خوشگل یا یه گلی چیزی بزنه به موهاش بره مدرسه . این مقنعه دیگه از کجا اومد ؟
پاسخ:
احتمالا نه اونقدر که یه رینگ دو ماهه براقه!
اخ گفتیییی. اتفاقا به شددددت با نتیجه گیریت هم موافقم.همچون بچه هایی ته تهش یه همچین عاقبتی دارن بنظر من.
مانتو کرم عااالییی بود انصافا :-)))) بعد تازه هی حلقشونم انقدر تو دستشون میچرخونن تا بالاخره ادم ببینه. موهای زرررررد هم حتماااا باید داشته باشن. :-)))))
پاسخ:
:دی
اومدم بگم نتیجه گیریت غلط بود که جوابت به تد رو خوندم، ایده آل من برای تربیت فرزندم دختریه به صلابت و محکمی و شخصیت آرمیتا دختر یکی از شهدایی که چند روز پیش اومد خندوانه. دقیقا باید اجازه بدن دختربچه تا وقتی که تکلیف نشده راحت باشه و فشاری بهش وارد نشه کما اینکه خودم هم از 9 سالگی به بعد حجاب رو رعایت کردم ولی در حد همون سر کردن روسری. چادر سرکردن رو باید اجازه بدن خود دختر بعد از درک فلسفه اش انتخاب کنه.
پاسخ:
نباید حق تصمیم گیری رو از بچه گرفت از همون اول؛ این کاملا عزت نفسش رو از بیم میبره
تمام حرف من اینه
۰۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۵۸ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
عشقم نفس عمیق بکش و به منی فکر کن که یک ماهه سوکت هندزفریم خرابه و هی دارم صحنه هایی از این دست و حتی بدتر رو میبینم و میشنوم حتی:/

بنظرم لنگ نبود.آدم لنگ عشوه نمیاد.خسیس بوده نمیخاسته از جیبش خرج کنه:))))))))))))))))))

مردا منشی زن استخدام میکنن به زن خودشون میرسه مرد نباشه تو مجموعه کاری://///

پاسخ:
نمدونم از هر نظر که بهش نیگا میکنم اوج آویزون بودنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی