در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

دری وریِ یک

شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۱۸ ق.ظ

میدونم که فردا سر همه کلاسا کوفته ام ولی مطمئنم که چرت نمیزنم؛ خیلی با وجدانم من چون، نه ولی واقعا خسته شدم از این نخوابیدنا؛ همین الان که همه خوابن من پاشدم تو سالن چرخ خوردم و موهامو کشیدم و یکم با دندونام ور رفتم؛ میدونی یکم زیادی نِروسم این روزا؛ این جنگ و دعوایی رو که با مامان اینا راه انداختم رو نمدونم چیکا کنم ولی دیگه خسته شدم حقیقتا؛ هی خودمو زدم به خریت و اینا تا اینکه دیگه نشد، حالا هنوز قسمت اصلیش مونده؛ بعد این هیجانِ یکشنبه از اینور و یه سری تصمیما گرفتم که منتظرم فرصتش پیش بیاد برم سراغشون؛ مثلا اینکه باید برم پیش روانشناسی چیزی، چون متوجه شدم وختی یکم عصبی میشم قشنگ تبدیل میشم به یه او سی دی تمام عیار؛ باشگاهم میخوام برم، کلاس هارمونیکا هم، بعد فک کنم که اگه دکتر خ یکشنبه بگه باشه پدرم در بیاد و مجبور شم یکی از اینا رو خط بزنم فعلا؛ کلاس زبانمم ول کردم دارم به جاش فیلم میبینم ://// بعد اینکه قرار بود برم دکتر ببینم این سردرد واسه چیه که دیدم فعلا رو مودش نیستم، یکم از این قرص مرصای فولیک و زینک و اینا میخورم فعلا بهتره یکم تا ببینم چی میشه؛ برای چشامم باید میرفتم ولی رو مودِ اونم نیستم؛ اون دندون اندوهه رو هم باید برم روکش کنم ولی دکترم نیست طبق معمول؛ آمم دیگه اینکه پنشنبه رفتم جوجه تیغی، ببینم پازل مازل چی آورده، بهش گفتم اینقد واسه من از آرت کالکشن حرف نزن عمو من پازل دایناسور میخوام؛ گف بذا خیالتو راحت کنم، هیش کمپانی ریسک نمیکنه بیاد طرح دایناسور بزنه؛ منم گفتم واقعا براشون متاسفم پس، ولی یه سری تیرانو و براکیو و اینا داشت که گذاشتم اگه دکتر یکشنبه گفت نه برم بخرم بشوره ببره؛ سینم زده با میم کات کرده هی همش میترسم افسرده ای چیزی بشه؛ حالا واسه اینا نیست که خوابم نمیبره ها، یه کیف کارتی داشتم یعنی امیدوارم هنوزم داشته باشم، که کارتِ ملی و گواهینامه و کارت دانشجویی و عابرم توش بود، نیست الان؛ همین چار پنج ساعت پیش متوجه شدم نیست، نمدونم چیکا کنم واقعا؛ فردا باید برم نونوایی ببینم اونجا نذاشتم و جوجه تیغی هم؛ بعد میدونی من چون شبا خیلی کم میخوابم مجبورم روزا خودمو به زور یه چیزی نیگه دارم تا غروب که سه چار ساعت برم تو تخت؛ قبلنا قهوه میخوردم همش، ولی اون تایم علوم پایه که دندون درد داشتم و همینجوری فله ای ژلوفن بروفن میخوردم و قهوه یکم معده م حساس شد و همش معده درد و تهوع داشتم؛ تصمیم گرفتم این روش خودکشیو بذارم کنار؛ خیلی دردناک بود چون! خلاصه یه ماهه قهوه نمیخورم، هات چاکلت فقط، ولی الان هایپ ادیکت شدم، فقط نمدونم اینو با چی ترک کنم الان

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۰۲
تی رکس

نظرات  (۱)

۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۰۰ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
قدر سلامتی رو بدون.
نکن این کارا رو با خودت.
::(((
پاسخ:
باشه :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی