در من نهفته گویا، یک دایناسورِ خوب!

هوا اینجا به شدت شخمیه و هیچ راه گریزی نیست؛ واقعیت اینه که نه میشه کولر رو روشن کرد نه میشه روشن نکرد و مناطقِ خونه به دسته هایِ گرمِ ذوب کننده، گرم، سرد و سردِ خشک کننده تقسیم شدن و من الان تو منطقه سرد خودم رو توی یه پتو پیچوندم و همونجوری که چاقاله بادوم میخورم سعی می کنم فکرم رو از دور بودن کنترل منحرف کنم؛ سعی کن نپرسی چرا اینقد بیخود و مزخرف حرف میزنم، نمدونم واقعا

یو نو، اوضاعِ پیچیده ای رو دارم پشت سر میذارم، پن شیشِ عصر از خونه می زنم بیرون و غروب رو لب دریا میگذرونم؛ شاید فکر کنی می تونه ایده آل باشه ولی باید بگم که مزخرفه گاهی. امروز نرفتم ساحل سنگی، و رفتم ساحل شنی :| و بیست متر حدودا اونور تر نشستم و سعی کردم تمرکز کنم ببینم هر یه رب چقد میاد جلوتر و یه ساعت بعد آب رسیده بود بهم و هوا نارنجی بود و روی دستم ردِ یه کفش مونده بود؛ همین دستم که تو سیزده بدر آش و لاش شده بود؛ الان یکم تو حرکت دادن مچ مشکل دارم و البته صدا و گردنمم عملکرد طبیعیشون رو به خاطر خوابیدن زیر باد کولر و روی مبل از دست دادن که خب به درک. شبا هم که فیلم میبینم و همین کارا دیگه و بعد تا ظهر می خوابم؛

حدس خودم اینه که یه قطعه درونیم سوخته یا چی، امکان مشکلات نرم افزاری هم میره
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۱۹
تی رکس

نظرات  (۱)

خیلی ممنون بابت آدرس:))
پاسخ:
خواهش می کنم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی